"محاکمه در خیابان" پس از "بی‌پولی" اکران می‌شود

فیلم سینمایی "محاکمه در خیابان" پس از پایان نمایش "بی‌پولی" در اکران دوم عید فطر روی پرده می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "محاکمه در خیابان" به کارگردانی مسعود کیمیایی اکران دوم عید فطر و پس از فیلم سینمایی "بی‌پولی" به کارگردانی حمید نعمت‌الله روی پرده می‌رود. پخش فیلم "محاککمه در خیابان" را فیلمیران را برعهده دارد و این فیلم در گروه سینمایی استقلال اکران می‌شود.

فیلم تازه مسعود کیمیایی با بازی محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، حامد بهداد، پولاد کیمیایی، حمید‌رضا افشار، شبنم درویش، شقایق فراهانی، نگار فروزنده، محمد مؤید، اکبر معززی و علی‌اصغر طبسی داستان کارگر جوان یک تعمیرگاه است که می‌خواهد با دختری ازدواج کند. او چند ساعت پیش از عروسی می‌شنود عروس قبل از او روابطی با مردی داشته است.

ممنون از نیلوفر

عکسی دیگر از نمایشگاه عکس خاندان سگ سکوت !

عکس هایی از گالری عکس خانـــدان سگ سکوت

هیس...! حرف نزن ...هیچی نگو....دارم امتحانت میکنم

خوشم می آید اما زمان اندک است...وقت تنگ است...

عجله کن...! اما همینطور آرام...به سفر فکر کن و روزهایی که آنجاست...

کمی آن ورتر...نگاهت را بگو و دنبال کن ...

حامد اینجا خودش است...برای خودش...

صداقت موج میزند و طبیعت همین است که میبینم...

 

فریاد نکش...

تو بلعیده میشوی...

خواه یا ناخواه....

کسی به خواسته تو کاری ندارد....

تو بلعیده میشوی عطا...

طوبی را بی خیال .....!

باران سینما

 

اكران ويژه «دلخون» در سينما آزادي با حضور عوامل

خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «دلخون» ساخته محمدرضا رحماني فردا با حضور عوامل و بازيگران در سينما آزادي روي پرده مي‌رود.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سوره سينما، محمدرضا رحماني كارگردان، مسعود اطيابي تهيه‌كننده، پوريا پورسرخ و الناز شاكردوست بازيگران فيلم، از حاضران در اين برنامه خواهند بود. حامد بهداد نيز در صورت بازگشت از سفر در اين برنامه حضور خواهد داشت.
«دلخون» داستان مردي است كه همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجراي حكم اعدام است، اما با ورود وكيل تسخيري و پيشنهاد غافلگيركننده‌اش، مسير داستان عوض مي‌شود.
الناز شاكردوست، حامد بهداد، پوريا پورسرخ، هوشنگ توكلي، حبيب دهقان‌نسب، هنگامه حميدزاده و حشمت آرميده از جمله بازيگران اين فيلم هستند و فيلمنامه آن نيز نوشته مشترك كارگردان با عليرضا محمودي‌‌ايرانمهر است. ازعوامل ديگر اين فيلم مي‌توان به حسن كريمي مدير فيلمبرداري و مجيد ليلاجي طراح صحنه و لباس اشاره كرد.
به گزارش فارس، دلخون محصول موسسه توسعه سينمايي سوره حوزه هنري است و سال گذشته جايزه بهترين فيلم بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم جشنواره فيلم فجر را از آن خود كرد.
سينما آزادي براي خبرنگاران نيز چهار شنبه‌هاي هر هفته چنين برنامه‌اي را تدارك ديده و هر هفته يكي از فيلم‌هاي روي پرده را براي آنها به نمايش مي‌گذارد. علاقه‌مندان مي‌توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 9 ـ 84480 سينما آزادي تماس حاصل نمايند.

عکس نوشته ها ; سگ سکوت


خاندان سگ سکوت ،

به روایت قلم و دوربین امیـــرحسین بزرگ زادگـــان .

از 6 تا 12 شهریور ماه .

مکان : باغ هنر ، تماشاخانه ایرانشهر ، کافه گالری

در ضمن باید بگم روز افتتاح ( ششم شهریور ) مراسم افتتاحیه ای با حضور هنرمندان سینما و تئاتر برگزار میشود و هنرمندان تئاتر سگ سکوت نیز در این مراسم حضور دارند .

بازدید از گالری در روز افتتاحیه برای عموم آزاد بوده و فقط مراسم افطار مخصوص مهمان هاست.

«آدمكش» با بهرام رادان در تهران ادامه دارد، بازی بهداد هنوز آغاز نشده است.

نمايي از فيلم آدمكش

نمایی از فیلم آدمکش

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،اين فيلم روز سه شنبه هفته گذشته در تهران كليد خورد و تاكنون بهرام رادان و مهتاب كرامتي جلوي دوربين رفته اند. هنوز بازي حامد بهداد در اين فيلم آغاز نشده و طي روزهاي آينده چند بازيگر ديگر هم به اين پروژه خواهند پيوست.
«آدمكش» مضموني اجتماعي دارد و يك درام روانشناختي است. حدود دوماه براي فيلمبرداري پنجمين فيلم سينمايي رضا كريمي، زمان پيش بيني شده است.
عواملي كه در اين فيلم حضور دارند عبارتند از:
بازنويس فيلمنامه و كارگردان: رضا كريمي - نويسنده فيلمنامه: محمدهادي كريمي - مديرفيلمبرداري: محمود كلاري - مجري طرح و مدير توليد: آزيتا موگويي - طراح صحنه و لباس: ژيلا مهرجويي - صدابردار: بهروز معاونيان - طراح چهره پردازي: عاطفه رضوي - دستيار اول كارگردان: محمد موفق - مدير برنامه ريزي: احسان سجادي حسيني - جانشين توليد: مجيد كريمي - مدير تداركات: محمد يميني- منشي صحنه: مرجان تاجيك - دستيار اول فيلمبردار: عليرضا برازنده - دستيار دوم فيلمبردار: مجيد نعيمي - دستيار صدابردار: سعيد بجنوردي - گروه صحنه و لباس: عليرضا غفاري زاده، رحيم روزي جو، رضا حاجي زادگان، مريم عباسي - دستيار دوم كارگردان: سعيد بيات - دستيار سوم كارگردان: عليرضا لنگرودي - گروه فيلمبرداري: شاهرخ زماني تهراني، افشين بندي، علي رمضاني، مصطفي صادقي - گروه چهره پردازي: هاشم فغاني، پريا روشن - گروه تداركات: محمد مهدي طيبي، مهدي پيله وريان، برزو تقي نژاد، مهدي سليماني، فاطمه سادات جدي بيگدلي - حمل و نقل: علي باقرزاده، سينا ملكي، علي اكبروند، مهدي صدري، امير امامي، احمد بداقي، هاشم حجتي - سينه موبيل: رضا واعظ - امور اداري: حبيبه قاسم زاده - امورمالي: فاطمه زاهدي - ساخت فيلم پشت صحنه: كاميار كلاري - مشاور رسانه اي: مهدي طاهباز - عكاس: امير عابدي - تهيه كننده: محمد پوستي - بازيگران: بهرام رادان، مهتاب كرامتي و حامد بهداد

 

نقدی بر " سگ سکوت "

"آن مرد آمد". از ته تاریخ، از یکِ یکِ یک، ایستاد و بر ابتدای زمین، قبل از تجزیه‌شدن، قبل از مردن. نور در برابرش زانو می‌زند. برهنه، بی‌کفش برزمین، برپاکی، با کوله‌باری از زن روی این زمین برفیِ سفید جای هیچ پایی نیست، آن‌ها که آمده‌اند و رفته‌اند انگار نیامده‌اند و نرفته‌اند.

مردگی هنوز معنا نیافته است، و شاید ایستگاه اول مترو همین‌جا باشد که "عطا"پیاده شده است. چه فرقی می‌کند اسمش چه باشد!!.اسم‌ها صدا می‌شوند و سکوت. اسم‌ها نگاه می‌شوند و تاریکی در یک قاب خسته روی یک تاقچه.
او آمده است، دیگر کاریش نمیشه کرد. از ته"هارلم"، یا بازار صفویه، یا ته فنجان قهوه قاجاریه، یا اورشلیم.
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم من"عطا" هستم که از پشت دیوارهای بلندِ جغرافیای مسخره، یا از کابل‌های نوری یک شبکه خانگی"طلا"یی اومدم. اما نه. "عطا" را ما می‌سازیم. با دست، با قلم، با سنگ، با ذهن، با روح.... یا با آبستنی گنگ و نامفهوم در خیال. مثل صدای افتادن "طوبی" از برج سفید توی حوض خانه پدری.
زن‌ها مرد می‌زایند تا شگفتی بیافرینند. تا زنجیر و قلاده و زنگوله بسازند و جهان را به بازی دعوت کنند. و این جا آغاز تناقض آشکار قلم و نویسنده است. "ماهی"ها در حوض خانه همسران، رویای دریا در سر دارند و با چشمانی باز خواب اقیانوس آبی رنگ شده می‌بینند. این ظلم مضاعف سوار کدام اسب مرده بزک کرده سفیدبال سفید تن آمده است!؟ این نوشته‌های جاندار را تو بر سینه زمین نوشته‌ای!!!
این آدم‌های زنده و سرکش را تو بدنیا آورده‌ای!!. "ادیپ" را تو ساخته‌ای!!.
"اوفیلیا"را تو خودکشی کرده‌ای!!. صدای سگ را تو در آورده‌ای!! تردید، حسادت، خیانت، نفرت، انتقام و ... را تو در جهان عصیانگر"طلایی"معنا داده‌ای.
حالا از پشت کدام شیشه مات و تاریک، رنگ عشق را می‌جویی؟ در این خط تولید مثل موازیِ دوقلوهای نمای صدای عشق ناپیداست. حالا از مرد چیزی نمی‌ماند در تاریخ. نه مرد، نه پدر، نه برادر و نه همسر. پدرکشی، برادرکشی، همسرکشی راه آینده نیست!!. بوی خون عطر فرانسوی نیست که بچه‌های آینده از آن  لذت ببرند و مست شوند!!. محاکمه تاریخ و نسل‌های مرده دوره‌های زمین‌شناسی، در دنیای مالیخولیای نمایش، گفت‌و گویی را در جهان پدید نمی‌آورند.
خانم نویسنده، کلمه مقدس است. کلمات را شما می‌سازید و مفاهیم نزد ماست. صدا تنها تغییر حجم هوا نیست. صداها سکوت نیستند. "صدا تنها واق واق یک سگ نیست که به ماه پارس کند." نمی‌شود با یک آب هویج پارتی همه کلمات،همه صداها را ماست مالی کرد. وقتی  نور هست سایه هم هست، نمی‌شود از سایه فاصله گرفت. اما می‌شود ازتاریخ و جغرافیای زمین فاصله گرفت و از اون بالا به زمان و زمین نگاه کرد و گفت:"آن مرد آمد. بابا انار دارد. بابا..."
دو:
اگر این حرفها بوی مسموم کننده تعلق و تملق می‌دهد می‌توانید مرا بی‌هیچ بهانه‌ای محاکمه کنید. چرا که این حرفها دلانه است نه نقدانه.
هوشمندانه است انتخاب ظرفی برای کارگردانی این نوشته که نمایشنامه است. هدایت بازیگر بین خیال ساختگی و واقعیت به گونه‌ای که اسارتی برخلاقیت او نباشد. کنش طراحی که همه لحظات با تو گفت‌و گو کند و تو نتوانی عنصر یا شی را جا‌‌به‌جا کنی در وجودت. سیاهی و سپیدی و چند رنگ ویژه، که گاه معنا هستند و گاه دنیای غیرممکن‌ها را می‌سازند تا چشمانت را به گذشته، حال و آینده بدوزند. تردیدهای کلمات، اصوات و رفتار تو را با خود همراه می‌کنند. و تو می‌مانی دراینکه اینجایی یا آنجا روی صحنه. آیا به این نمی‌گویند همذات پنداری در نمایش مدرن؟ فارغ ازهمه دل مشغولی‌های روزمرگی دنیای خودت، اقتصاد، ترافیک، پول بلیت تئاتر که می ارزید یا نه؟ دیدن چند هنرپیشه سینما ازنزدیک و ...تو را به تفکر وادار نمی‌کند؟
زیرکانه است دیدار با جن‌ها و مردگان در زیرزمین سفید، رقص مرگ یک ماهی، پاشیدن نور روی یک بوم صحنه، خون‌ها در شیشه‌ها، دفن سلاح سرد زیر خاک غمگین، پاک‌کردن مرزهای قرمز با قیچی سیاه دریده، نبش قبر سلاح‌های مدفون به دست آیندگان افسرده، تمرین ترس‌های همیشگی آدم، ترس از آمدن، ترس از زندگی، ‌ترس از بازخوانی پرونده یک بازی،‌ ترس از عشق و مرگ، یخ زدن چراغی که باید گرما و نور بیافریند و دنیای زیبا و ترس‌آور و کمدی مردگان و دهها مفهوم و معنای دیداری و شنیداری دیگر، می‌تواند سکوت و سکون تماشاگر را خلق کند.
درون متلاطم و هیاهوی سینه تماشاگر بدنبال پاسخ‌های این مفاهیم است. بی‌تردید بخش متناسبی از این معناها و تصاویر زیبا و کلمات در راه یافتن پاسخ‌ها از دست می‌روند. او در یافتن راز و رمز رفتارها و صداها، از فضای اصلی نمایش دور می‌شود و به همین دلیل از نمایش جدا و مقهور تصاویر زیبا می‌شود. این تصاویر آن‌ها را مسخ می‌کند و خطر از این جا آغاز می‌شود. تئاتر تنها هنری است که در لحظه تولید ارایه می‌شود. به اندازه واقعی زندگی، باید به او اجازه داد هر جایی از زندگی را که دلش خواست ببیند. باید به او فرصت داد. من به تئاتر قصه دار اعتقادی ندارم. حتی یک قصه کوتاه به اندازه سکوت بین دو کلمه و این جملات به معنای نادیده گرفتن این نوع تئاتر نیست. اما تماشاگر ما به این شکل از نمایش یا تئاتر بیشتر تمایل دارد. شاید این دوست داشتن به گذشته نوشتاری، قصه‌ها و اشعار کهن، و سنت دیرینه ادبیات و نمایش در ایران برمی‌گردد. اما اینجا او برون بازی قصه می‌ماند و می‌نگرد. راز این ماندن، دیدن و سکوت و سکون در کجای این تصاویر بریده شده از زندگی بازی‌های به ظاهر ساده و بی‌نهایت پیچیده؟، بازی کلمات، صداها و گام‌های ناتمام به عمد؟، نگاه‌های غمگنانه از جنس اندیشه یا بازی اشیاء و نور؟ هر چه هست راز آمدن او به این تماشاخانه ایران است.
سه:
به شکلی پیدایش تئاتر یا نمایش خصوصی در ایران متعلق به امروز و این تئاتر(سگ، سکوت) نیست. اما به شکلی دیگر و نگاهی نه از سر کینه و حسادت تئاتر(سگ، سکوت) نخستین تئاتر خصوصی ایران است. تمام نمایش‌های لاله‌زار قدیم، تمام نمایش‌های کمدی‌های متفاوت هتل‌ها، باشگاه‌ها و مکان‌های خصوصی امروز در سراسر ایران می‌تواند نمایش‌های خصوصی باشد. که به تعریفی(درآمد عوامل) حرفه‌ای نیز تلقی می‌شوند. این نمایش‌ها برای جذب تماشاگر بیشتر و بالطبع درآمد بیشتر راه‌های مختلفی را می شناسند. این همان حقیقتی است که شاید شکل گیری تئاترخصوصی و جدی را سال‌هاست به تعویق انداخته باشد.
مهمترین این راه شکل کمدی آن است. قصه های دم دستی جویده شده، بازی‌های هجو، هزل و لودگی... خنداندن تماشاگر به هر بهانه‌ و بهایی درس اخلاق و راستی و درستی با کلمات ناراست و نادرست از جمله دیگر این روشهاست. (بدون شک تئاتر نوشین و نمایشهایی از این دست در لاله‌زار جدای از این دسته بندی‌ها قرار می‌گیرد.)اما تئاتر"سگ، سکوت"نخستین تئاتر خصوصی در ایران است چرا که برای اولین بار بدون سوبسید‌(شما بخوانید یارانه) و بر روی پاهای کودکانه، لرزان اما ایستای خود ایستاده است نه برای اثبات چیزی. یا خدای نکرده دهن کجی به کسی یا مرکزی. ایستاده است نه از سوی اساتید، غول‌ها و قله‌ها و بزرگان‌(به تعبیر دیگران که بزرگی تنها به مدرک، سن و قامت و هیبت نیست) تئاتر ایران، بلکه چند جوان تجربه‌گرای کارگاهی خودجوش و ریسک‌پذیر. می‌گویند مردی با جیب‌های پولدار آمد و رفت. شاید ترسید از هدر رفتن سرمایه یا شاید هم متاثر از دیگرانی که همیشه در همین حوالی پرسه می‌زنند و ریسمان می‌بافند و آسمان می‌شکافند. به تصور بسیاری از ما که در این سال‌ها غافل بودیم از پرورش تماشاگران حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای، به گونه‌ای که در جاهای دیگر وجود دارد، این نکته از ذهن ما عبور کند که نکند این‌ها که به تماشا آمده‌اند برای دیدن آن یا این نامِ نام آشنا آمده‌اند. بر فرض اگر چنین باشد سهم آن چه اندازه است؟ بر فرض اگر چنین باشد چه مسرتی بالاتر که به جای فریب‌ها و دروغ‌های دسته اول نمایشگران آمده است. و اما می‌گویند بزرگ‌ترین تبلیغات برای یک اثر هنری همان تماشاگران هستند. و اینجاست که‌ این تئاتر خصوصی محکم‌تر ایستاده است. بر این باورم که جماعتی را خوش نیاید. از جمله شوالیه‌ها، بازیگرهای بساز و بفروش، دکترهای بازیگر و بازیگرهای دکتر،‌کارگردان‌های دولتی، گیشه‌ای ناراضی، هنرمندان سرمایه باز، اهالی تئاتر تاجر شده تا شده زمین و ... بعضی‌ها افتخار می کنند که شب‌های زیادی را با ششصد تماشاگر تالار وحدت را هیجان زده می‌کنند این افتخار برای آن‌ها ماندگار است چرا که آن‌ها تماشاکنان فیگوراتیو(واژه معادلی که بتواند ادای کامل کلمه بکند نیافتم)و بزک کرده زمانه ما هستند که نه برای اندیشه و احساس، ‌که تنها برای نمایش خود و فریاد این نمایش خود ‌به اقوام و دیگران، در آن ‌جا حضور دارند. می پندارم اگر متولیان تئاتر از این جریان حمایت کنند، راه طولانی تئاتر برای همه را سریع‌تر طی خواهند کرد. و تئاتر هم می تواند سری به افتخار واقعی بلند کند.
منبع : سایت تئاتر

تئاتر ایرانشهر در تسخیر سوپر استارها

شماره ی جدید ماهنامه سینما تئاتر با مطالبی درباره سگ سکوت منتشر شد .

فروش 187 ميليون توماني فيلم دلخون در تهران

فيلم سينمايي "دلخون" به کارگرداني محمدرضا رحماني در 22روز نمايش 187 ميليون تومان در تهران فروش داشته است.
به گزارش ايرنا ، فيلم سينمايي دلخون به کارگرداني محمد رضا رحماني و تهيه کنندگي مسعود اطيابي در تهران 187 ميليون تومان فروش داشته است. اين فيلم در تهران در 5 روز گذشته 55 ميليون فروش داشته و بطور ميانگين روزانه 11 ميليون تومان از فروش سينماهاي تهران را بخود اختصاص داده است.
اکران اين فيلم که در آن الناز شاکردوست، حامد بهداد، پوريا پورسرخ، هوشنگ توکلي، حبيب دهقان‌نسب، هنگامه حميدزاده و حشمت آرميده بازي کرده‌اند، از هفتم مردادماه در گروه سينمايي استقلال آغاز شده است.
"دلخون" داستان مردي است که همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجراي حکم اعدام است، اما با ورود وکيل تسخيري و پيشنهاد غافلگيرکننده او مسير داستان شکلي ديگر پيدا مي‌کند.
اين فيلم سينمايي سال گذشته در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين فيلم بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم و ديپلم افتخار براي بهترين بازيگر مرد را از آن خود کرد.
فيلم سينمايي "خاک آشنا" به کارگرداني "بهمن فرمان آرا" نيز با گذشت سه هفته از اکران ، 100 ميليون تومان در تهران فروش داشته است.
به گزارش ايرنا ، نکته قابل توجه درباره اين فيلم عدم اکران آن در سينماهاي شهرستان ها است که طبق اعلام هدايت فيلم اکران آن از اواخر هفته جاري در شهرستان ها آغاز خواهد شد.
در"خاک آشنا" نامدار‌ (رضا کيانيان) نقاش و هنرمندي است که در گريز از هياهوي مرکز به روستايي در کردستان پناه برده و سال‌ها است به خلق آثار خود مشغول است.
ورود خواهرزاده جوان او به محيط روستا در کنار وقايعي که در محيط روستا رخ مي‌دهد، باعث تغييري شگرف در زندگي نامدار مي‌شود و او را وا مي‌دارد که در شيوه زندگي خود بازنگري کند.
بابک حميديان و نيکو خردمند ازديگر بازيگران اين فيلم هستند .
ممنون از نیلوفر

فيلمبرداري با چشمان بسته اواخر شهريور به پايان مي رسد

به گزارش روز يکشنبه ايرنا از روابط عمومي اين فيلم، با فيلمبرداري يک سکانس از فيلم زندگي با چشمان بسته تصويربرداري اين اثر سينمايي به پايان مي رسد.
تصويربرداري آخرين سکانس اين فيلم که در آن حامد بهداد به ايفاي نقش مي پردازد در آب هاي جنوبي کشور انجام خواهد شد.
اين درحالي است که تدوين اين اثر سينمايي که همزمان با تصويربرداري آن آغاز شده رو به پايان است اما صداگذاري و موسيقي آن هنوز انجام نشده است.
بر اساس اين گزارش، زندگي با چشمان بسته در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر شرکت خواهد کرد.
زندگي با چشمان بسته" داستان خواهر و برادري را به تصوير مي کشد که در محله زندگي شان با مشکلاتي روبرو مي شوند.
اين فيلم سينمايي، پس از فيلم هايي نظير "ديشب باباتو ديدم آيدا"، "من ترانه پانزده سال دارم"، "دختري با کفش هاي کتاني"، ادامه دغدغه هاي اجتماعي رسول صدرعاملي محسوب مي شود که براساس فيلمنامه اي از محمود اربابي جلوي دوربين فرج الله حيدري رفته است.
پولاد کيميايي، فرهاد آئيش، ترانه عليدوستي، حامد بهداد، عزت الله انتظامي، پريوش نظريه و فرهاد قائميان از جمله بازيگران اين اثر سينمايي هستند.

« قطعا اين نمايش تور تهران خواهد داشت»

اجراي نمايش «سگ سكوت» به كارگرداني آروند دشت آراي تا دهم شهريور‌ماه تمديد شد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين نمايش كه كاري از گروه هنرهاي اجرايي

«ويرگول» است، به دليل استقبال تماشاگران تا دهم شهريور‌ماه تمديد شد.

«سگ سكوت» با دراماتورژي طلا معتضدي و بازي پانته آ بهرام، باران كوثري، حامد بهداد، داريوش فايزي و سارا ريحاني در تماشاخانه شماره 2 ايرانشهر به صحنه مي‌رود.

چندي پيش به دليل سفر حامد بهداد، بابك حميديان به جاي او بازي مي‌كرد كه با بازگشت بهداد قرار است از اين هفته اين دو بازيگر به صورت يك شب درميان بازي كنند.

آروند دشت‌آراي با اشاره به استقبال تماشاگران از اين نمايش درباره‌ي احتمال اجراي آن در ديگر سالن‌ها توضيح داد: قطعا اين كار تور تهران خواهد داشت. در حال حاضر يكي دو سالن ديگر هم براي اجرا پيشنهاد داده‌اند اما از آنجا كه گروه اجرايي چندين ماه خود را صرف آماده‌سازي اين نمايش كرده ترجيح داديم فعلا گروه رفع خستگي كند و مدتي بعد درباره‌ي اجرا در ديگر سالن‌ها برنامه‌ريزي كنيم.

او ادامه داد: در كنار سالن‌هايي كه در تهران به ما پيشنهاد اجرا داده‌اند، پيشنهاداتي براي اجرا در شيراز و رشت هم داشته‌ايم كه هنوز قطعي نشده‌اند، اما مسلما درصورت آمادگي گروه، نمايش را در هر سالني كه مناسب اجراي آن باشد به صحنه مي‌بريم.

گفتني است: در حال حاضر نمايش «زال و رودابه» به كارگرداني نادر رجب‌پور در تماشاخانه شماره 1 ايران‌شهر روي صحنه است و پس از آن نيز حميد مظفري نمايش «اتللو» را از هفته آخر شهريو‌رماه در اين سالن به صحنه خواهد برد. ضمن اين‌كه دركنار اين آثار نمايش‌هاي عروسكي هم براساس جدول زمان‌بندي‌شان در تالار استاد انتظامي خانه هنرمندان ايران اجرا مي‌شود.

"دلخون"؛ یک درام تلخ اجتماعی

فیلم سینمایی "دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی داستانی متفاوت دارد و تجربه‌ای در سینمای اجتماعی است.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا رحمانی به عنوان کارگردان نام و چهره شناخته شده‌ای نیست. اولین تجربه سینمایی این کارگردان در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر روی پرده رفت و با وجود نگاه نو وتازه‌ای که به پیامدهای اجتماعی جامعه پس از جنگ داشت هنوز فرصت اکران عمومی پیدا نکرده است.

"ستایش" اگرچه بازیگران حرفه‌ای و سوژه‌ای جذاب داشت اما آن طور که باید دیده نشد و زمانی که رحمانی ساخت دومین فیلمش را شروع کرد کمتر کسی به یاد می‌آورد که این کارگردان تازه‌وارد سینمای ایران پیشتر بخت خود را در کارگردانی آزموده است. "دلخون" مسیری متفاوت با "ستایش" دارد و اگر چه طبق گفته کارگردان هر دو فیلم در حوزه علایق و دیدگاه او است ، اما در "دلخون" با چهره‌ای تازه از رحمانی مواجه می‌شویم.

رحمانی این بار کارگردانی است که در ستتایش زندگی و زنده ماندن صحبت می‌کند، قصه‌اش را به فضای سرد و ساکن زندگی یک محکوم به مرگ می‌برد و تلاش می‌کند از میان بازی تلخ و تراژیک مرگ و زندگی به نقطه‌ای روشن و نورانی برسد. نقطه‌ای که انسان را شایسته زندگی، امید و مهربانی می‌داند.

ستاره‌های محبوب

"دلخون" فیلم حامد بهداد است، این را خیلی‌ها که "دلخون" را دیده‌اند گفته‌اند. حامد بهداد در نقشی جذاب حضوری به یاد ماندنی دارد. نقش این فرصت را به او می‌داده که آن چه در توان دارد برای جلب نظر مخاطب به کار ببند و او مثل هر بازیگر باهوش دیگری از این فرصت به خوبی استفاده کرده است.

او تنها بازیگر نقش اصلی نیست. نقشی که در فراز و فرودهای داستان از قامت یک شیطان به سیمای یک فرشته می‌رسد، از مرز سیاهی می‌گذرد و قضاوت درباره خود را به چالشی سخت برای مخاطب تبدیل می‌کند. بهداد در بازی بیرونی، واکنش‌های تند و استفاده از میمیک چهره قابلیت فراوان دارد و در "دلخون" از همه اینها به شکل کنترل شده و هوشمندانه استفاده کرده است.

طبیعی است که درخشش او بازیگران دیگر فیلم را زیر سایه قرار داده است. الناز شاکردوست بازیگر پرکار سال‌های اخیر و ستاره فیلم‌های تجاری بازی قابل قبولی دارد و به عنوان یک عنصر تبلیغاتی می‌تواند عامل جذب مخاطب شود. پوریا پورسرخ که در تلویزیون محبوبیت بیشتری نسبت به سینما دارد و هنوز در سینما نتوانسته نقشی قابل توجه بازی کند، در نقشی مکمل در "دلخون" نمره قبولی می‌گیرد.

آنهایی که "دلخون" را در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دیدند انتظار داشتند هیئت داوران این بار با قاطعیت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به او بسپارند، اما در میان ناباوری بازهم و مانند تجربه‌های قبلی، بهداد نتوانست سیمرغ بلورین را به دست بیاورد و در بخش فیلم‌های اول تنها یک دیپلم افتخار نصیب این بازیگر شد.

رحمانی سه بازیگر اصلی‌اش را طوری انتخاب کرده که بتوانند برای تماشاگر جذاب باشد و برای دیدن این درام تلخ اجتماعی ترغیب شوند. مثلث بهداد، شاکردوست و پورسرخ امتیازی برای "دلخون" است و آمار فروش فیلم نشان می‌دهد مخاطب هم از این ترکیب راضی است. 

وضعیت در جدول فروش

"دلخون" نمی‌تواند یک فیلم پر فروش باشد، قابلیت تبدیل شدن به فیلمی که تماشاگر کلافه و خسته این روزها را سرگرم کند ندارد، مثل بیشتر فیلم‌های پرفروش ماههای اخیر یک کمدی مفرح نیست و پایان تلخ دارد. اما استقبال از فیلم در میانه اکران انواع و اقسام فیلم‌های پرمخاطب برای سازندگان آن یک پیروزی به شمار می‌آید. "دلخون" بیش از 160 میلیون تومان فروش داشته که برای فیلمی تلخ و اجتماعی در شرایطی که از این فیلم‌ها استقبال نمی‌شود، قابل قبول است.

الناز شاکردوست ستاره این فیلم، فیلم سینمایی "کیش و مات" را هم روی پرده دارد که فروش خوبی داشته و پرمخاطب‌ترین فیلم اکران دوم تابستان بوده، فیلم‌های دیگر اکران هم هریک رقیبانی قوی برای جذب مخاطب هستند که امتیازهای کافی برای جلب نظر مخاطب دارند اما "دلخون" در این فضا توانسته به فروش قابل قبول دست پیدا کند و این نشان می‌دهد سینمای اجتماعی با همه ضعف‌ها و کاستی‌هایش می‌تواند دوباره قد علم کند و از میان انبوه فیلم‌های عامه‌پسند مخاطب جذب کند.

پایان تلخ و تراژیک فیلم برای آن یک امتیاز محسوب می‌شود، رحمانی نخواسته برای رضایت مخاطب و جلب نظر او پایانی خوش و تحمیلی برای این فیلم تلخ اجتماعی درنظر بگیرد. فیلم با همه قوت و ضعفش از طریق این پایان‌بندی دوباره جان می‌گیرد و سرپا می‌ایستد.

رحمانی هنوز برای رسیدن به قامت یک فیلمساز کامل و پخته اجتماعی فاصله زیاد دارد، اما "دلخون" لحظه‌های گرم و خوبی دارد که ضعف‌های بعضی بخش‌های دیگر را می‌پوشاند. فیلم به دلیل همین لحظه‌های تاثیرگذار و موضوع متفاوتش سرپا مانده است و البته پس از پایات تیتراژ آنچه در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند بازی حامد بهداد است که "دلخون" بدون تبدیل به فیلمی کاملا معمولی با موضوعی تکان‌دهنده می‌شد. 

ممنون از صبا